تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
مقدمهء تحقيق 6
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
آن ، بزرگان به عرصه رسيدهء پس از وى را واداشته تا پا در جاى پاى او نهند و بنيادى را كه وى پايه نهاده ، استحكام بخشيده و نوآورى و مهارت خويش را بيشتر در شيوهها و پيرايهها به كار بندند . اسفار به عنوان برترين خاستگاه حكمت متعاليه و شرح منظومه كه به گونهاى چكيدهء آن به شمار مىرود ساليانى دراز در حوزهء انديشه و تدريس علوم عقلى جايگاه ويژهاى را به خود اختصاص داده و شروح و حواشى فراوانى بر آنها در سبكهاى گوناگون به رشتهء تحرير در آمده ، كه مجموعهء حاضر نيز گوشههاى بجامانده از حدود بيست سال تدريس اين دو كتاب توسط امام خمينى قدس سره است . بىتناسب نيست نكاتى پيرامون نويسندگان اين دو اثر و همچنين زندگى فلسفى امام خمينى قدس سره و مرحوم مقرر را به صورتى گذرا يادآور شويم : الف - صدر المتألهين « 1 » صدر الدين محمد بن ابراهيم بن يحيى شيرازى ، معروف به « صدر المتألهين » و « آخوند ملّا صدرا » در حدود سال 979 ق . در خاندانى متنفّذ در شيراز چشم به جهان گشود و مراحل ابتدايى علمآموزى را در همان شهر سپرى و سپس تا حدود سال 1006 ق . در قزوين و پس از آن در اصفهان كه پايتخت صفويان و دار العلم آن روزگار بود به نزد بزرگانى همچون : شيخ محمد بن الحسين بن عبد الصمد معروف به شيخ بهايى ( 953 - 1030 ق ) و مير محمد باقر بن شمس الدين محمد استرآبادى مشهور به مير داماد ( م 1040 ق ) شاگردى نمود و در فلسفه ، حديث و تفسير جايگاهى بلند يافت . صدرا به دليل سختيهايى كه از همعصران خويش بر وى وارد آمد ، اصفهان را ترك
--> ( 1 ) - رجوع كنيد به : شرح حال و آراى فلسفى ملّا صدرا ، ص 21 - 29 و 251 - 267 ؛ الواردات القلبيّة با مقدمهء احمد شفيعيها ، ص 1 - 44 ؛ المظاهر الالهيّة با مقدمهء سيد محمد خامنهاى ، ص 259 - 272 ؛ رسالهء سه اصل با مقدمهء سيد حسين نصر ، ص 5 - 14 .